احمد قلى زاده

35

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

ب : در مقام اظهار نعمت . مثل اينكه به مخاطب بگوئى لا تخف فى دارى . ج : در مقام انذار . مثل اينكه به مخاطب بگوئى لا تؤد حقى . د : در مقام تحقير . مثل اينكه به مخاطب بگوئى لا تكرمه . ه : در مقام ارشاد به نجات از عقاب . مثل و لا تتبعوا خطوات الشيطان . و : در مقام بيان عاقبت . مثل « و لا تحسبن اللّه غافلا عما يعمل الظالمون » و موارد ديگر كه در كتب اصولى آمده است . استعمال غلط عبارت است از استعمال لفظ در غير موضوع له بدون هيچ مناسبت مثل استعمال اسد در جسم سيال . استعمال مجازى عبارت است از به كار بردن لفظ در معنايى غير از آنچه كه قرار داده شده است براى آن با رعايت تناسب مانند استعمال اسد در رجل شجاع . استخدام آن است كه از مرجع ضمير ، يك معنى و از خود ضمير ، معناى ديگرى اراده شود . استخدام انواع مختلفى دارد : 1 - از مرجع ضمير ، يك معناى حقيقى آن و از ضمير ، معناى حقيقى ديگرش اراده شود . 2 - از مرجع ضمير ، يك معناى مجازى آن و از ضمير ، معناى مجازى ديگرش اراده شود . 3 - از مرجع ضمير ، معناى حقيقىاش و از ضمير ، معناى مجازى لفظ اراده شود .